مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر
طبقه بندی موضوعی

۶۴ مطلب با موضوع «پاسخ به سؤالات» ثبت شده است

پاسخ / چشم زخم

| شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۲۴ ق.ظ

سؤال 184:

سلام
اگر کسی چشم شوری دارد چه کند هر چه ایه الکرسی و بسم اله و صلوات میفرستد باز هم چشمش میگیرد.
اگر کسی بخواهد مورد چشم زخم دیگران واقع نشود چه کند؟ دعا میخواند اما باز هم چشم دیگران او را میگیرد چه کند؟

با تشکر
پاسخ:
سلام علیکم
حرزی را که اینجا بارگذاری کردم رو پرینت بگیر و همراهت داشته باش ان شاء الله از مشکلات چشم زخم ایمن بشی و اگر نشدی خداوند متعال آنچه سرت میاد رو بهت اجر میده و این معامله بسیار پر سودی هست.
این حرز حاوی تمامی حرزهای ائمه معصومین و اولیاء خداوند همچون حضرت زینب و حضرت عباس است.

پاسخ / کیفیت عشق زلیخا به حضرت یوسف

| جمعه, ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۵:۰۱ ب.ظ

سؤال 183:

سلام، سوالی از شما پیرو ولایت داشتم:
آیا قلب(احساس، عواطف، عشق ...) زلیخا دستور مراوده با یوسف نبی را داد یا شهوت و نیاز جنسی او؟
آیا نیاز جنسی زلیخا باعث شد تا او یوسف نبی را به اتاق هفت درب بکشاند یا اینکه زلیخا چون می دانست که یوسف نبی، مجرد و جوان است و قطعا نیاز های غریزی جنسی دارد، می خواست تا با استفاده از این حربه(درخواست رابطه) یوسف نبی را به دست آورد و به خواسته قلبش برسد.
آیا هدف زلیخا ارضا جنسی توسط یوسف نبی بود یا ارضا شدن قلبش؟
اگر امکانش هست پاسخی مبسوط بدهید زیرا بنده دچار این مسائل هستم.

پاسخ:

شهوت در انسان مثل شهوت در حیوان نیست. اصولا هیچ یک از غرائز مادی که انسان با حیوان در آن شریک است مثل حیوان نیست بلکه همه اش آمیزه از مسائل روانی را با خود همراه دارد. بر همین اساس ارضاء غرائز مادی، بدون دخالت دادن امور روانی نمی تواند در انسان موجب لذت شود. در حیوان چیزی به نام لذت نیست.

مثلا وقتی انسان ناراخت است، غذا به او لذت نمی دهد و یا وقتی از همسرش ناراحت است آمیزش جنسی در سطح پایینی از لذت قرار دارد.

بر این اساس نمی توان گفت که آیا علاقه زلیخا به حضرت یوسف جنسی است و یا احساسی بلکه این علاقه آمیزه ای از هر دو است. مثل همه علاقه های بین دو جنس مخالف.
البته منکر این نیستم که رابطه جنسی بین دو انسان می تواند بدون علاقه باشد ولی در آن صورت هم زیبایی فرد مقابل و نوع اخلاق او در هنگام آمیزش می تواند در میزان لذت جنسی مؤثر باشد و میزان این تأثیر در ایجاد علاقه و یا نفرت بعد از آمیزش نیز می تواند مؤثر باشد.

چیزی که در باره علاقه زلیخا به حضرت یوسف مسلم است این است که این علاقه به تعبیر حضرت یوسف ظلم است. ظلم یعنی نابجا و نامتناسب به روان. زیرا زلیخا شوهر داشت و حتی اگر مجرد هم بود اظهار علاقه قبل از مشروع شدن ارتباط کار نابجا و ناهنجار محسوب می شود. ظاهرا خود زلیخا نیز به این امر واقف بوده است. زیرا قرآن ظاهرا از قول زلیخا نقل می کند که: ما ابرئ نفسی ان النفس لأمارة بالسوء




پاسخ / علاج دیدن عیوب دیگران

| پنجشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۳۸ ق.ظ

سؤال 182:

چه کار کنیم بدی ها و رذائل یکدیگر را نبینیم، مخصوصا وقتی که مقداری از این مطالب اخلاقی و مکاید نفس سر در میاریم!

در اینصورت خوب میشناسیم فلانی چه بدی هایی دارد؛ و بالاخص برادر انسان که بهترین کسی که می شِناسد اوست.
کلا انسان وقتی با کسی زیاد معاشرت می کند، رذائل او را بهتر می شناسد؛ و این به ادامه ارتباط لطمه می زند.
پاسخ:
اگر انسان با اطلاع از رذائل و فضائل اخلاقی خودش بسازد آن وقت عیوبش به مرور برایش روشن می شود. و هرچه در مسیر خودسازی پیش برود و عیوب بیشتری از خودش را علاج کند، به مشکلات بیشتری از خودش آشنا می شود و این مانع از پی گیری عیوب دیگران و حتی دیدن آنها می شود.

پاسخ / کنترل تخیل گناه

| دوشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۵۵ ق.ظ
سؤال 182:
با سلام
فکرهایی که میاد سراغم قابل کنترل نیستن شاید یه عهدی ببندم و چند روزی قوی و مصمم ذهنم رو کنترل کنم که این تخیلات که غالبشون نا صوابن نیان اما یه مدت که بگذره ضعیف میشم و این فکرها میان و دیگه هم قابل کنترل نیستن حتی وقتی سعی میکنم با اذکار و توجه جلوشون بایستم زورم نمیرسه وتا منو شکست ندن دست بر دار نیستن,و همیشه هم موفق بودن برای کنترل و شکست افکار و تخیلات گناه چه باید کرد؟
این فکر بخواد شروع به تخیل کند نمیشه جلوی او رو گرفت یه روز دو روز روز سوم تسلیمش میشی
چطور میشود جلوی این افکار را گرفت با اینکه از راههای مختلفی بسیار تلاش کردم اما در نهایت شکست خوردم
پاسخ:
سلام علیکم
تخیلات گناه زمانی که فشار می آورند علاج ریشه ای آنها این است که انسان در حد نیازش، از راه حلال خود را بی نیاز کند. زیرا همیشه تخیلات گناه نشان گنهکار بودن ذهن فرد نیست بلکه بسیاری از اوقات نشان نیاز واقعی فرد است مثلا کسی که هنگام تشنگی آب را تخیل می کند این نشان از این ندارد که او دوست دارد برود چشمه کسی را بزور تصاحب کند! مثلا ازدواج کردن و یا ارضای جنسی از طریق ازدواج موقت علاج ریشه ای این تخیل آزار دهنده است!
حال اگر کسی امکان ازدواج ندارد آن وقت چاره ای ندارد جز این که از طریق روزه و نیز نزدودن موهای زائد و از همه مهمتر از طریق غذاهایی که قوای جنسی را ضعیف می کند و یا پرهیز از غذاهایی که قوای جنسی را تقویت می کند قوای جنسی خود را در حد پایین تر از حد استانداردی که باید باشد نگه دارد که کمتر روی تخیل جنسی اش فشار بیاید.
و نیز از نگاه کردن به هرگونه عکس و یا فیلم و یا خانودن هر گونه مطلبی که می توان حتی کمی تحریک کننده باشد پرهیز کند.
و نیز به تخیلش کمک نکند. حال اگر تخیل خودش صحنه هایی را در ذهن مجسم نموده است ولی انسان نباید به او در این زمینه کمک کند.
بالاخره نمی شود انسان جلوی خود را باز بگذارد و هر غذایی را بخورد و زیاد هم بخورد و هرچه خواست نگاه کند و بخواند و گوش دهد و بعد هم انتظار داشته باشد تخیلش، تخیل نکند و از آن طرف هم راه ارضای مشروع را نیز بروی خود ببندد! و تنها به تکرار ذکر دلخوش کند.
توصیه می شود از موسیقی حتی نوع حلالش پرهیز شود زیرا در غفلت انسان بسیار تأثیر گذار است. و نیز توصیه می شود در هیئات شرکت کند و تلاش کند هفته ای لااقل یکبار برنامه اشکی داشته باشد تا از نظر فطری تقویت شود و هوس فروکش کند!


پاسخ / علاج کبر

| دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۰۱ ب.ظ
سؤال 181:
سلام علیکم
کسی که دارای تکبر است,و از دارا بودنش ناراحت,برای رفع ان تلاش میکند,حتی نفس خود را در مقابل دیگران خرد میکند تا غرورش شکسته شود مثلا دست پدرش را میبوسد ,در صورت اشتباه عذر خواهی میکند,اگر نداند میگوید نمیدانم,حتی صیغه برادری را بین دوستانی که میداند از هر نظر نسبت به او پایین ترند میخواند تا غرور اینکه من از فلان دوستم بالاترم را در خود بشکند اما الاایحال روز به روز تکبر و غرور در او رو به فزونی میرود,
برای درمان و رهایی چه باید کرد
پاسخ:
سلام علیکم
این کارها که گفتین نمی توان کبر را از بین ببرد و شاید آن را بیشتر هم بکند زیرا وقتی انسان این اعمال را انجام می دهد می خواهد خودش را پایین بیاورد. یعنی خودش را بالا می داند حالا می خواهد با رفتاری متواضعانه خودش را پایین بکشد. در همان زمانی که دارد خوش را پایین می کشد، خودش را در حال رفتار نیکویی می بیند و همین رفتار نیکو او را خودپسندتر می کند. به خودش می گوید: من با کسی پیمان برادری بسته ام که از هر نظر از من پایین تر است!! عجب آدم خوبی هستم من! و حال آن که اول باید این مسئله را  درونش حل کند که چرا آن رفیق از هر نظر (!!) پایین تر است؟ به چه دلیل به این نتیجه رسیده است!  اصلا به چه دلیل من از عده ای برترم که بعد مجبور شوم برای این که دچار کبر نشوم رفتارهای متواضعانه از خود نشان دهم. و یا این که خودم را نزد آنها خرد کنم.
این مثل این است که کسی خودش را طلبکار از دیگری بداند و بعد به او ترحم کند و طلبش را ببخشد خب اول باید ثابت شود اصلا این فرد واقعا از آن کس طلبی دارد؟ شاید طلبی ندارد. دچار توهم است! وقتی که می بخشد باز در توهمش خود را بخشنده فرض نموده است!
برای علاج کبر ابتداء باید آنچه توهم برتری را بوجود آورده است درست تحلیل نمود تا ثابت شود هیچ برتری وجود ندارد. و بعد که رفتارهای متواضعانه را خواست انجام دهد، در واقع کارهایی انجام دهد که معمولی است. کار متواضعانه وقتی متواضعانه است که از نظر فرد معمولی باشد هر چند ممکن است دیگران آن کار را متواضعانه بپندارند و از انسان تعریف کنند. ولی از نظر خود فرد این گونه نیست. نه این که فقط نتیجه تحلیلش این باشد نه بلکه هم تحلیلش این را می گوید و هم حسش و ذهنش. اصلا به ذهنش هم خطور نمی کند که من دارم متواضع عمل می کنم! این بخاطر همان تحلیل درست علل توهم برتری است!

پاسخ / پول، بهشت و دوزخ

| دوشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

شبهه ای را یکی از دوستان که از جایی بدستش رسیده بود در تلگرام مطرح نمود و از من درخواست پاسخ کرد. مناسب دیدم شما نیز از اصل شبه و پاسخ آن مطلع شوید:

سؤال 180:

ﺁﯾﺎ ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﺍﮐﺜﺮ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﻗﺎﺑﻞ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟!
ﺑﻄﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ :
ﺍﻭﻝ : ﯾﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﯿﺎﻭﺭ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﺰﯾﻪ‏(ﻏﺮﺍﻣﺖ‏) ﺑﺪﻩ .
ﺩﻭﻡ : ﯾﺎ ﻗﺼﺎﺹ ﺷﻮ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﯾﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کن.
ﺳﻮﻡ : ﯾﺎ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮ ، ﯾﺎ ﮐﻔﺎﺭﻩ ﺑﺪﻩ .
ﭼﻬﺎﺭﻡ : ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﻣُﺮﺩﯼ ، ﻭﺭﺛﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﻗﻀﺎﯼ ﺁنرﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ .
ﭘﻨﺠﻢ : ﺍﮔﺮ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺗﻮﻧﺴﺘﯽ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺯﻥ ﺭﻭ ﺑﺪﯼ ، ﺗﺎ ۴ ﺯﻥ ﺩﺍﺋﻢ ﻭ ۴۰ ﺻﯿﻐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﮕﯿﺮی .
ﺷﺸﻢ : ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺣﺞ ، ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﭘﻮﻝ ﺑﺪﯼ ﻧﺎﺋﺐ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﺠﺎﯼ ﺗﻮ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺣﺞ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺑﯿﺎﺭﻩ .
ﻫﻔﺘﻢ : ﺍﮔﻪ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺳﺮﺑﺎﺯﯾﺘرو ﺑﺨﺮﯼ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺣﺒﺲ ﻭ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺟﺮﺍﺋﻢ ، ﻗﺎﺑﻞ ﺧﺮﯾﺪﻥ اﺴﺖ .
ﻫﺸﺘﻢ : ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﺨﺎﯼ ﺑﮑﻦ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮﯼ ﯾﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺴﺎﺯ ، ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﻪ .

ﻣﻬﺮﯾﻪ ، ﺷﯿﺮﺑﻬﺎ ، ﻭﻗﻒ ، ﻋﻘﯿﻘﻪ ، ﻧﻔﻘﻪ ، ﺯﮐﺎﺕ ، ﺧﻤﺲ ، ﮐﻔﺎﺭﻩ ، ﻭ ﻭ ﻭ ﻭ ﻭ ...

ﻧﺘﯿﺠﻪ = ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻣﯿﺮﯼ ﺑﻬﺸﺖ ،
ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ ﻣﯿﺮﯼ ﺟﻬﻨﻢ .

**

سلام حاجاقدرصورت امکان جواب بفرماییدمتشکر
پاسخ:

سام علیکم
اولا در مواردی که کفاره جایگزین شده است اگر فرد پول کفاره را نداشت می تواند بجای آن استغفار کند در نتیجه می توان بدون پول هم به بهشت رفت! 
ثانیا این پول خرج چه کسانی می شود؟ مثلا کفار مگر خرچ فقراء نمی شود؟ چرا نگوییم با کمک به فقراء می شود رفت بهشت و بی توجهی به فقرا موجب رفتن به جهنم می شود. چرا این طور نگوییم؟ خدای نکرده مریض که نیستیم!!
ثالثا تمامی موارد ذکر شده بطور ناقص لیست شده است که طبیعتا هدفی جز لجن پرانی در آن دیده نمی شود:
مورد اول: کسانی مسیحی و یا یهودی هستند و می خواهند دین خودشان را داشته باشند با دادن مقداری پول به دولت اسلامی، امنیتشان تأمین می شود. بالاخره کفّار در کشور اسلامی در معرض آسیب توسط  عوام از مسلمین هستند و دولت برای تأمین امنیت آنها نیازمند به هزینه است. نام این هزینه جزیه است!
مورد دوم: اگر اسلام اینطور نگوید چه بگوید؟ بگوید فقط قصاص کن! این حکم ظالمانه نیست؟ یا بگوید نه قصاص کن و نه دیه بده برو زندان. آیا این چلوی جنایتِ جنایت کاران را می گیرد؟ آیا کشورهای غیر اسلامی که قاتلین را به زندان می برند توانسته اند جلوی پیشرفت قتل را در کشورهای خود بگیرند؟
مورد سوم: فلسفه روزه گرفتن بیاد گرسنگی فقیران بودن است. وقتی کسی نمی تواند روزه بگیرد با دادن کفار و سیر نمودن فقیر نشان می دهد من بیاد آنها هستم. برای جبران روزه ای که کسی توان گرفتنش را ندارد، پیشنهاد بهتری کسی سراغ دارد؟
مورد چهارم: کسی که نماز و روزه قضای خود را قصد داشته است بجای بیاورد ولی عمرش سررسیده است چکار کند با این حق اللهی که به گردنش هست؟ خب پسر بزرگترش چون سهم خاصی از ارث دارد ادای این حق را برگردن می گیرد. و همو می تواند دیگری را اجیر کند تا این وظیفه را برایش انجام دهد. آیا راه پر ثمرتری و مفیدتری کسی سراغ دارد که بتواند جایگزین این راه شود؟
مورد پنجم: گرفتن چند زن، هم مشروط به توان مالی برای اداره زندگی آنها است و هم نیازمند تقسیم وقت به طور منصفانه بین آنها برای تأمین مسائل عاطی و جنسی است. ازدواج موقت نیز برای کسی که مشکلی در زندگی زناشویی ندارد توصیه نشده است و روایات مختلفی از تبدیل این سنت الهی به هوسبازی نهی نموده است. حدود یک میلیون زن سرپرست خانوار در ایران وجود دارد. زنان مطلقه و یا شوهر مرده ای که جوان مجرد، آنها را نمی گیرد. بسیاری مردان متأهل توان مالی و جنسی و عاطفی را دارند که بتوانند با ازدواج با این زنان بار زندگی آنها را سبک کنند و به نیازهای جنسی و عاطفی آنها برسند. خب اسلام راه حل این مشکل را معرفی نموده است. پیشنهاد بهتری هست؟ بفرمائید استفاده کنیم! آیا این بهتر است و یا اینهمه فساد که مشاهده می کنیم؟!!
مورد ششم: کسی که توان انجام حج ندارد که اصلا حج بر او واجب نیست. بله اگر وقتی توان انجام حج را داشته است ولی حج نرفته است ولی بعد توان جسمیش  را از دست داده است. باید تا مقداری که می تواند خودش در مراسم حج شرکت کند و تنها آن قسمت از کارهایی که خودش نمی تواند انجام دهد نائب بگیرد مثل رمی جمرات مثلا. پیشنهاد جیست؟ کلا این فرد بیخیال حج شود؟ یا آن نائب مجبور باشد بدون پول برای این فرد کاری انجام دهد؟
مورد  هفتم: خرید سربازی که ربطی به اسلام ندارد. اما خرید زندان هم مثل موارد قبلی کسی راه بهتری سراغ دارد؟ کسی خطایی کرده و باید تنبیه شود. مخیر است زندان را انتخاب کند و یا جریمه نقدی را. این کجایش با عدالت ناسازگار است! مگر جاهای دیگه دنیا چکار می کنند؟ و اصلا این چه ربطی به بهشت و دوزخ دارد؟
مورد هشتم: کجای اسلام گفته است هرکاری می خوای بکن آخر عمری مسجد بساز برو بهشت؟ بله ساختن مسجد کار ارزشمندی است ولی مثل همه کارهای ارزشمند دیگر، قبول شدنش نیازمند به تقوا است! انما ینقبل الله من المتقین. تقوا با این که گفته شود «هرکاری می خواهی بکن» نمی سازد . چرا به خداوند سخنی که نفرموده است نسبت داده می شود؟ این کمال بی انصافی و مریض بودن است!

موارد دیگر هم همین توضیح را دارد. مثلا خمس و زکات، واجبی است که بر عهده کسی که تمکن مالی دارد هست و پول آن نیز خرج فقرا و تبلیغ دین می شود و نپرداختن آن نیز موجب دوزخ است نه این که کسی به بهشت می رود که این ها را بپردازد.
در اسلام راه های مختلفی توصیه شده است برای این که افرادی که تمکن مالی دارند بتوانند کارهای شایسته انجام دهند و آنهایی هم که ندارد  می توانند در حد توانشان در کارهای خیر سهیم شوند. لذا وقتی از ثواب افطاری دادن پیامبر سخن گفتند عده ای اظهار داشتند که توان مالی افطاری دادن را ندارند حضرت فرمودند توان دادن جرعه ای آب و یا دانه ای خرما را که دارید.
بله برای رفتن به بهشت باید پول داشت ولی نه ملیونها تومان. پول یه دانه خرما و یا یک لیوان آب چقدر است؟ مهم بکار بردن تمام تلاش برای  کمک به دیگران توسط اموال شخصی است. مهم نیست این کمک چقدر است. حتی وقتی فردی حداقل توان مالی را هم ندارد همین که دلش می خواهد کمک کند همین نیت حایگزین عمل او می شود!

پاسخ / اعمال عبادی در جلوت یا خلوت؟

| دوشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۲۸ ق.ظ

سؤال 179:

سلام

گاها شنیده میشود که در قدیم نافله ی شب به صورت جمعی و در شبستان و مساجد برگزار میشده است، آیا این روش درستی است یا اینکه بهتر است در خلوت انجام شود تا حال حضور حس شود و اگر هم گریه ای آمد، باعث ریا و خودنمایی و تکبر نشود.

پاسخ:

سلام علیکم

اصل این است که اعمال واجب در جلوت و اعمال مستحبی در خلوت انجام شود. بخصوص در باره نمازها گفته شده است که بجز نمازهای واجب بقیه نمازها بهتر است در خانه خوانده شود.

علت این که اعمال واجب خود است در حضور دیگران انجام شود هم ترغیب دیگران به انجام واجبات است و هم جلوگیری از بوجود آمدن این ذهنیت است که جامعه تمایلش به دین کم شده است.

ولی انجام مستحبات در حضور دیگران امکان ریا بودنش هست و فرد وقتی این احتمال را بدهد مدام چالش ذهنی دارد برای خالص کردن نیتش و همین تا اندازه زیادی جلوی تمرکز و حضور قلبش را می گیرد.

  • ۰ نظر
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۲۸

پاسخ / عمل صالح و عُجب

| دوشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۲۱ ق.ظ
سؤال 178:
سلام
حالا این جان به خاطر این قصور نسبت به عبودیت و بزرگی گناهی که مرتکب شده است، در دعا ها و مناجات و سر نماز حال گریه دارد..... آیا این حالت درستی هست؟؟؟ به خاطر همین گریه ها تو چشم دیگران آدم مثبت و خوبی جلوه داده میشود که احتمال دارد موجب غرور و تکبر شود، شما چه راهکاری پیشنهاد مبفرمایید.؟
پاسخ:
سلام علیکم
همه کارهای خوب و صالحی که انجام می گیرد در معرض خطر عُجب است. و این «در معرض خطر بودن» مانع صالح بودن این اعمال نیست! انسان در حین انجام عمل صالح و نیز بعد از آن خصوصا اعمال عبادی توجه به این حقیقت مدام داشته باشد که همه توان جسمی و رغبت روحی برای این عمل صالح را خداوند داده است. این عین ناشکری است که عملی که همه اش از لطف خداوند سرچشمه گرفته است به نفس نسبت داده است و گفته شود: «من این کار را کردم»!!
گریه بر گناه وقتی مورد قبولی خداوند قرار می گیرد که سبب فراموشی گناه و احساس بدی که نسبت به زشتی گناه در فرد بوجود آمده است از بین نرود. حتی کم نشود. حتی باید بیشتر شود. هرچه مسیر رشد را فرد بیشتر طی کند از ظلمتها بیشتر بیرون می آید و نور بیشتری بر گذشته اش تابانده می شود و لذا فرد گذشته های دورتر خود را هم می بیند و بر گناهان گذشته اش می گیرد. و الا اگر فردی تنها بر گناه دیروزش بگرید و همین که این گناه چند روزش از آن گذشت دیگر حسی نسبت به آن نداشته باشد نمی شود نا این را توبه گذاشت زیرا به مرور همین مقدار اشک نیز از بین می رود.

  • ۰ نظر
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۲۱

پاسخ / ورع و تقوا

| دوشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۰۶ ق.ظ
سؤال 177:
سلام
جوانی که قبلا مبتلا به گناهان کبیره (از نوع جنسی) بوده است، و حالا توفیق توبه پیدا کرده است؛ جگونه می تواند این اثرات سوء چنین گناهی را که در دل او رسوخ کرده پاک کند؟
مخصوصا که این رسوخات در دروابط دوستانه ای که الان می خواهد برای خدا انجام دهد ، او را دچار مشکل کرده است؛  حتی گاها فکر های خیلی بدی از گناه به ذهن او می آید. به شدت از این فکر ها بدم میاد، میخوام اصلا تو ذهنم نیاد.
این گناهانی که ذکر نمودم چند سالی است ترک شده است...
پاسخ:
سلام علیکم
گناهان خصوصا گناهان جنسی دارای آثاری است که تا مدتها در فرد باقی می ماند. درست مثل مواد مخدر می ماند که فرد هرچند ترک کرده است ولی همیشه کششی به سمت این مواد دارد. فردی که مبتلا به گناهان جنسی بوده است و الان ترک کرده است باید از هر زمینه ای که او را وسوسه کند پرهیز کند مثل استخر رفتن برای کسی که گناهانی با همجنسانش داشته است و یا چت نمودن حتی درچارچوب برای کسی روابط نامشروعی با جنس مخالفش داشته است.
این مواظبت از زمینه های گناه نامش ورع است. تقوا به معنای ترک خود گناه در صورت فراهم شدن زمینه است. ورع بهترین کمک برای تقوا است.
توبه کردن از گناه به معنای تصمیم برای ترک گناه و ترک همه زمینه های گناه و همه آنچه فردی را به نعوی با گناهان لبش مرتبط می کند می باشد.



  • ۰ نظر
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۰۶

پاسخ / تشخیص نفس

| شنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۵، ۱۲:۲۵ ب.ظ

سؤال 186:

سلام علیکم و رحمه اله

آیا باید همیشه به نفس پاسخ منفی (عکس ان چیزی که از ما میخواهد) را داد؟ شاید این ندای درونی نفس اماره ی ما نباشد،علم ما یا وجدان ما باشد
از کجا باید فهمید که این که الان در درون من با من سخن میگوید کیست؟مخصوصا در شرایطی که تشخیص حق از باطل بسیار سخت است
پاسخ:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
اولا در تشخیص مرز هر مسئله ای که انسان می ماند، چاره اش این است که به همان میزان شناختی که رسیده است پایبند بشود و علمش را در عملش و تصدیقات ذهنی اش دخیل کند تا خداوند زمینه علم بیشتر در محدوده شبهات را به او عطا فرماید!
ثانیا نفس مجموعه از غرائز انسانی است! غرائزی که از انسان می خواهند که به آنها بدون بررسی عاقلانه پاسخ دهد. و طبق آیه شریفه: «بل الانسان علی نفسه بصیره» انسان خودش می داند این ندای درونی ندایی برخواسته از یک غریزه حیوانی است یا خیر. اگر انسان خواهشهای نفس را با بررسی عقل، عقلی که توسط وحی رشد یافته است، پاسخ بدهد حتی اگر هم در این بررسی اشتباه کند به مرور متوجه اشتباهاتش می شود و آگاهش نسبت به نفسش بیشتر و بیشتر خواهد شد ان شاء الله
  • ۰ نظر
  • ۲۸ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۲۵